تبليغاتX
غم و اندوه اگر هست بگو تا باشد، معنی خوشبختی؛ بودن اندوه است *•.¸¸.•ریحــــان•.¸¸.•*







*•.¸¸.•ریحــــان•.¸¸.•*

خدايا...يا با قدرت بي كرانت دستانم را توانا گردان، يا دلم را از آرزوهاي دست نيافتني خالي كن

No Subject

بسم الله 

دلم برای نوشتن لک زده بود ...  الانم که دارم مینویسم خیالم تختِ تخت نیست و میدونم که کلی کار دارم ... حدوداً یک روز و 21 دقیقه از پرواز عزیز دلم میگذره .... میخواستم براش سفر بخیر رو سند کنم ولی ترسیدم سفر بخیر کشدار بشه و ماجرای آ.. و بابا فراموش بشه ... این شد که توو دلم، یهنی از ته دلم براش دعای سفر بخیر کردم.

 

 

 

 

  پریروز ماه عسل و فکر کردن به تفاوت شخصیت های جلال و وهّاب زارعی ؛ باعث شد رو مخم مراسمی به شکوه و عظمت یه رژه برگزار بشه ... مصاحبه با رستگار رحمانی هم توو روحیهَ م خیلی تاثیر گذار بود ...

 

 

 

 

 

خدایا شکرت بابت همه ی داده ها و نداده هات ! بچه ها میدونین آبجیه شکلات بعد از چندین سال انتظار برای یه بچه ی ناناس و مامانی .... خدایا شکرت ... بغض شادی گلومو پر کرده ... آبجی سمیه ام باردار شده ... ماشاالله هزار ماشاالله 5 قلو ... آره پنج یا همون پنچ قلوووو ... شکرت خدای مهربونیها ... خدایا باز ازت میخوام که مامان سمیه و بچه هاشو در پناه لطف بی کرانت حفظ کنی و همشونو عاقبت بخیر کنی... الهی آمین

 

 

 

 

 

 

ویژه:  لطفا برای سلامتی مامان سمیه و نی نی های ناناسش دعا کنین!

 

 

 

 

 

 

من دارم درس میخونم و احساس میکنم که خوبم دارم میخونم ... یهنی دفتر برنامه ریزیم اینو میگه ... ولی از دیروز تا آخر رمضون دارم روزه هامو میخورم تا راحت تر درس بخونم ... خدایا ببخش و توفیق جبران بده!

 

 

 

 

 

 

 همچنان من و خانواده و دوستانِ ... کلهم اجمعین نگران موضوعِ آ.. هستیم. الهی قربون کَرَمِت برم اوس کریم ... این قضیه رو هم به سلامت ختمِ بخیر کن! و دست همه ی کسایی که گمراه میشن رو بگیر و مثل یه مادر نه مثل یه پدر نه همون قبلیه : مهربونتر و دلسوزتر از یه مادر مهربون و دلسوز به راه راست هدایتشون کن ... همانا که تو به بنده هات بیشتر از اونچیزی عطا میکنی که اونها ازت میخوان!

 

 

 

 

 دیشب بارون میبارید ... اونقدر شدید میبارید که من یاد کشتی نوح افتادم و من و لاله خداخدا  میکردیم زودتر بارون بند بیاد ... بهدشم از ترس آیة الکرسی خوندیم و من سوره ی فلق رو هم خوندم و خوابیدیم ... نشد سهمیه ی دیشب از ختم قرآنمون رو به موقع بخونم و امروز صبح جبرانش کردم .... یه موچولو از برنامه ی ختم عقب افتادم و سعی میکنم جبران بشه ... آمین.

 

 

 

 

  

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت توسط ماه تی تی |